هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )

فهرست 29

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )

يكسال بعد يعنى در سال 1899 باز بعشق‌آباد رفته و با يكى از فرانسويان موسوم به سزارى ( Cesari ) كه در آن‌زمان كارمند گمرك ايران بوده و با او سابقهء آشنائى داشته بسياحت ايالت خراسان پرداخته و شهرهاى مشهد و نيشابور و سبزوار و قوچان را ديده و مخصوصا در خرابه‌هاى يك شهر قديمى در نزديك قوچان با اجازهء والى خراسان كاوشهائى كرده و چون زمستان سررسيده بدون اخذ نتيجه از كاوش دست كشيده و بفرانسه مراجعت نموده است . بار سوم در سال 1907 مجددا بايران بازميگردد و براى اينكه دست‌آويزى هم داشته باشد از وزارت فرهنگ فرانسه مأموريت ميگيرد كه راجع بابنيه و آثار باستانى ايران تحقيقاتى بكند و نتيجه عمليات خود را در موقع بازگشت به آن وزارتخانه گزارش دهد . قبل از مسافرت بنا بر توصيهء سفير ايران در فرانسه با مرحوم حاج على قليخان سردار اسعد كه آنوقت در پاريس بوده ملاقات مىكند و آن مرحوم پس از راهنمائى هاى لازم به او ميگويد كه چون خود من هم عازم رفتن بايران هستم از شما دعوت ميكنم كه پس از ورود بايران و سياحت شهر اصفهان چند روزى هم به خاك بختيارى بيائيد و مهمان من باشيد . خلاصه مؤلف از پاريس حركت مىكند و از همان راه تركستان شرقى مجددا بعشق‌آباد ميرود و بملاقات رفيق قديمى خود مسيو سزارى نائل ميگردد . مسيو سزارى به او ميگويد : من ميدانم كه شما عشق و علاقهء خاصى باشياء آنتيك داريد و براى بدست آوردن مطلوب خود بايران آمده‌ايد ولى بايد بدانيد كه آنچه اشياء آنتيك نفيس و گرانبها در ايران يافت ميشده همه را يهوديان و ارمنيان مدت مديدى است كه بتدريج باروپا برده و در آنجا به فروش رسانيده‌اند و ديگر چيزى كه به زحمت بردنش بيارزد در ايران يافت نميشود و من بطور نصيحت به شما